افسانه روز و شب آلاسكا

یکشنبه 2 آبان 1395 11:18 ق.ظ

نویسنده : shima
ارسال شده در: افسانه های کشور های قطبی ، افسانه ها ،




http://s9.picofile.com/file/8271901518/photo_2016_10_23_11_17_29.jpg

در افسانه,آ لاسكا کلاغی برای سرزمین همیشه تاریک آلاسکا, مقداری روشنایی به ارمغان می‌آورد .


در پی آن, مردم آلاسکا که همیشه در تاریکی به سر می‌بردند

.و تنها به کمک چراغ‌هایی که با روغن بد بوی سگ‌های دریایی می‌سوخت

 قادر بودند کمی روشنایی تامین کنند, از کلاغ می‌خواهند تا از سرزمین‌های روشنایی مقداری روز برایشان بیاورد .


http://s8.picofile.com/file/8271901492/photo_2016_10_23_11_17_33.jpg

کلاغ به جنوب پرواز می‌کند و پس از طی مسافتی طولانی از پنجره چادر سرخ‌پوستی,

 شعاع نوری را می‌بیند .کلاغ خود را به صورت خاک در می‌آورد و وارد گوش بچه رییس قبیله می‌شود

 و او را بیمار می‌کند و از زبان او از والدینش می‌خواهد مقداری نور به او بدهند

سپس اینگونه میشود که کلاغ موفق میشود روشنایی را برای آنها ببرد

 و شش ماه سال شب و شش ماه سال روز میشود .


http://s8.picofile.com/file/8271901542/photo_2016_10_23_11_17_24.jpg



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 آبان 1395 11:25 ق.ظ

سِدنا sanna

یکشنبه 2 آبان 1395 10:53 ق.ظ

نویسنده : shima
ارسال شده در: افسانه های کشور های قطبی ، افسانه ها ،

افسانه آلاسكا

سِدنا

sanna



http://s8.picofile.com/file/8271898684/photo_2016_10_23_10_54_15.jpg


در اساطیر اینویی ایزدبانوی دریا و حیوانات دریایی است

که همچنین با نام زن دریایی یا مادر دریا شناخته می‌شود.

افسانه‌های سدنا به توضیح منشأ موجودات دریایی و چگونگی حکومت

 او بر آدلیوون، دنیای مردگان در اساطیر اینویی‌ها را شرح می‌دهد.



http://s8.picofile.com/file/8271898668/photo_2016_10_23_10_54_34.jpg

 از آنجایی که او فراهم‌کننده حیوانات دریایی به جهت استفاده

 در تغذیه انسان‌ها می‌باشد، او به عنوان مهم‌ترین ایزدبانو اینوئیت به شمار می‌رود.

بر اساس افسانه‌ها، سدنا در ناحیهٔ قطبی شرق کانادا دختری زیبا و جوان بود

 که برای کمک به پدر پیرش از ازدواج نمیكرد. پدرش او را تنبیه کرد

 و او را از روستای خود به جزیرهٔ مجاور تبعید کرد.


http://s8.picofile.com/file/8271898634/photo_2016_10_23_10_54_46.jpg


زمانی که شکارچی ناشناسی از راه رسید پدر سدنا  تصمیم گرفت

در مقابل مقداری ماهی  سدنا دخترش رابه عقد  او در آورد ولی گریخت،

سوار قایق شد و بیگانه خوش‌قیافه‌ای او را نجات داد و با او ازدواج کرد.

 پس از مدتی، او کشف کرد که شوهر جدیدش مرغ توفان بود

 و به شکل آدمی در آمده بود.



http://s8.picofile.com/file/8271898592/photo_2016_10_23_10_54_51.jpg


 بار دیگر گریخت و سوار قایق شوهرش شد و پس

از مدتی پدر و برادرانش که در آن حوالی سرگرم شکار بودند،

او را شناختند. وقتی که وارد قایق آن‌ها می‌شد، مرغ توفان ظاهر شد

 و تکان بال‌های ستمگر خود، توفانی عظیم پدید آورد.



http://s8.picofile.com/file/8271898642/photo_2016_10_23_10_54_43.jpg


 سدنا به لبهٔ قایق پدر چسبید، اما از ترس اینکه آن‌ها همه غرق خواهند شد،

 انگشتان خود را با چاقوی شکار برید تا به جهان زیرزمینی


http://s8.picofile.com/file/8271898726/photo_2016_10_23_10_54_29.jpg


و قعر دریا بلغزد و بدین‌گونه انگشتانش به پستانداران دریایی بدل شدند.

سدنا بانوی فک‌ها، نهنگ‌ها و گراز دریایی شد



http://s9.picofile.com/file/8271898650/photo_2016_10_23_10_54_38.jpg


 و اکنون در غاری زندگی می‌کند. اگر مردم او را خشنود سازند،

 کاری می‌کند که آن‌ها بتوانند پستانداران دریایی را شکار کند.


http://s9.picofile.com/file/8271898718/photo_2016_10_23_10_54_22.jpg



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 آبان 1395 11:13 ق.ظ