سلام دوباره

چهارشنبه 25 شهریور 1394 11:41 ق.ظ

نویسنده : shima
ارسال شده در: مطالب ، عکسهای زیبا و متحرک ،



سلام دوباره به شما خوبان

دوستای گلم سلام این مدت به خاطر مشغله وکمبود وقت

نتونستم خیلی فعال باشم   ممنونم از صبوری شما گلهای نازنین

 که به وبلاگ خودتون سر زدین و ممنونم از پیام های با محبتتون

 باز هم به وبلاگ من که متعلق به خود شماست سر بزنید

در پناه  ایزد منان امیدوارم همیشه شاد باشید







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 شهریور 1394 11:51 ق.ظ

داستان طنز

پنجشنبه 13 بهمن 1390 12:05 ب.ظ

نویسنده : shima
ارسال شده در: مطالب ،

دیشب روحم شاد شد وقتی که قیمت ماشینارو دیدم . که همش

 روز به روز کمتر وکمتر میشه و امید و آرزوی من برای خرید

 ماشین بیشتر میشه ههه. حالا مگه 30 یا 40 میلیون  تومن چیه ؟

  پولی نیست مهم اینه که من آرزو کنم و بخوام همین که انرژی

مثبت داشته باشم خودش نصف راه و رفتم  . تازه من اینقدرآدم

مهمی هستم که دلشون هم بخواد ماشینشون و به من بفروشن .

هر روز می رم پشت شیشه ماشین فروشی ها نگاه می کنم تا 

 ببینم کدومشون  و دوست دارم بخرم عجب ماشینای قشنگی !!!

 می دونی از ماشینای ارزون هیچ خوشم نمی یاد . ماشین باید

 کلاس داشته باشه روم بشه بشینم توش من با این همه کمالات .

 بتونم به چهار نفر نشونش بدم و بگم این ماشین منه .

امروز هم طبق معمول رفته بودم ماشینارو نگاه کنم . دیدم

 نمایشگاه خلوته گفتم برم از نزدیک یه نگاهی به ماشینا بندازم .

 ببینم کدومو می پسندم ؟ همین که درو واکردم صدای آ ژیر بلندی

 گوش فلک و کر کرد . گفتم ای بابا مغازه باز بود من که دزدکی

 نیومدم .!!!! اومدم در برم  که  دیدم مغازه  درش  بستست . 

 داشتم سکته می کردم که یه آ قا یی اومد گفتم : به خدا من

به زور وارد نشدم در باز بود .گفت می دونم جوون تو برنده

 خوش شانس ما هستی گفتم : شوخی می کنی ؟

 برنده چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر ماشینی که خودت بخوای !!!!!! گفتم : یا این آقا مخش

 پاره سنگ برداشته  یا اینکه می خوان منو سرگرم کنن

 تا پلیس بیاد ! آخه مگه میشه همین جوری مفت مفت به

 من ماشین بدن ؟بعد یادم افتاد خوب من خیلی آدم مهمیم

شاید بخوان ازم قدر دانی کنن . گفتم یعنی هر ماشینی ؟

 من پولی ندارما . گفتن شما هر ماشینی دوست داری

انتخاب کن . گفتم پس من اون بنزرو می خوام . منتظر

بودم مسخرم کنه که گفت : باشه . .... ... ... فقط چند

 روز کاراش طول می کشه . همین طور که داشتم

تند تند خدارو شکر می کردم که چه کار خوبی انجام

 می دادم هر روز میومدم ماشینارو نگاه می کردم حالا

هی مامانم بگه وقتتو به بطالت می گذرونی .

ای  بابا چند تا عکاس از من تند و تند عکس می گیرن همه

چی واقعی واقعیه !!!! وایییییییییییییی ! اینقدر خوشحالم که

انگار بالاخره بعد از چهار سال دیپلممو گرفتم به سلامتی ..

این صداها چیه من نمی دونم . ؟ اه ...صدای زنگ ساعته؟

اینجا چی کار می کنه ؟

وای خدایا باز مدرسم دیر شد . آخ ساعت 9 صبحه . پس از

سرویس جا موندم . رفتم پای پنجره آشپزخونه که نگاهی به

 ماشینم بندازم . که دیدم ای داد بی داد !!! ماشین بی ماشین   

یه خورده جا خوردم بعدش کلی غصه خوردم . بعد دیدم من

 نه تنها ماشین ندارم تازه گواهینامه هم ندارم . ولی خوب

نبایدغصه بخورم...... حالا هر چی نباشه خواب ماشین

و که دارم اون دیگه مال خود خودمه .............!!!!!!!!!!!!   

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 بهمن 1390 01:20 ب.ظ